چرا مردم روز به روز بیشتر به پلاکاردنویسی روی میآورند؟ آیا آنها به صورت ناخودآگاه خلأ رسانههای سیاسی اجتماعی مردمی را پر میکنند یا در یک توافق نانوشته، مکمل مأموریت آنها شدهاند؟ با رفتن به متن تجمعات این شبها و گپوگفت با مردمی که هر شب با یک پلاکارد مختلف به خیابان میآیند، میتوان از لایههای پنهان این پدیده رمزگشایی کرد. در این یادداشت، تحلیلی درباره زمینهها، نقش و کاربردهای منحصر به فرد این «صفحه مقوایی» در شرایط پیچیده اجتماعی و سیاسی کنونی ارائه میدهیم؛ پدیدهای که نشان میدهد چگونه یک ابزار ساده، به رساترین صدای جامعه تبدیل شده است.
ماژیک و مقوا، سریعتر از فیبر نوری
نخستین و بارزترین ویژگی این پدیده، سرعت واکنش آن است. در زمانهای که سرعت تغییرات سیاسی و اجتماعی به اندازهای تند است که حتی رسانههای برخط و خبرگزاریهای عریض و طویل را هم جا میگذارد، اتفاق شگرفی در کف خیابانها در حال رقم خوردن است. مردمی از تبار پیامبران مبعوث شده، تنها با تهیه یک ماژیک و یک تکه مقوا، در خط مقدم روایتگری ایستادهاند. آنها منتظر بروکراسی خبررسانی و تحلیلهای کلی و محتاطانه نمیمانند؛ بلکه سریعترین و به موقعترین واکنشها را در همان لحظه در معرض دید عموم مردم و لنز دوربینهای جهانیان قرار میدهند. این سرعت عمل، زمان میان «رخداد» و «واکنش اجتماعی» را تقریباً به صفر رسانده است.
پایان محافظهکاری و پیشگیری از خطای محاسباتی
دومین کارکرد این رسانه میدانی، شکستن سد محافظهکاری است. در زمانهای که رسانههای رسمی، مطابق با ملاحظات پیچیده سیاسی و امنیتی در انعکاس خبرها و تحلیلها دست به عصا حرکت میکنند، این مردم کف خیابان هستند که جور این ملاحظهکاریها را میکشند. آنها بدون هیچگونه ملاحظه غیرموجه و البته کاملاً مؤدبانه و بزرگوارانه، درسهای امام شهید و امام حاضر را روی صفحات مقوایی خود مشق میکنند. این صراحت بیان، یک هدف کاملاً استراتژیک را دنبال میکند. آنها به میدان آمدهاند و مینویسند تا به پشتوانه این ایستادگی و حضور آگاهانه، ذرهای در دل برخی مسئولان خطای محاسباتی راه نیابد. در واقع، این پلاکاردها نقش یک ضربهگیر محکم را ایفا میکنند تا دیپلماسی و سیاست رسمی، با پشتگرمی قاطعیت جامعه، مسیر درست را طی کند.
فروپاشی انحصار تحلیل؛ بصیرت در پیادهروها
وجه سوم و شاید مهمترین پیامد این پدیده، بازپسگیری «حق تحلیل» است. در زمانهای که مفهوم تحلیل میرفت تا در جیب سوراخ برخی به اصطلاح نخبگان و روشنفکران مصادره به مطلوب شود و برچسب «عامی بودن» به تحلیلهای مردم مقاوم کوچه و خیابان بچسبد، این پلاکاردها خط بطلانی بر این انحصار متکبرانه کشیدند. نوشتههای کوتاه، عمیق و بهروز روی پلاکاردهای همین مردم نشان داد اتفاقاً شناخت مردم کف خیابان از معادلات جهانی و مسائل داخلی، از بسیاری از به اصطلاح نخبگان و «منابع آگاه»، دقیقتر و کاملتر بوده است. بصیرتی که روی این مقواها نقش میبندد، برخاسته از یک فهم عمیق و جوشیده از دل جامعه است که اسیر بازیهای روشنفکرمآبانه نمیشود.
مختصر اینکه پلاکاردنویسیهای این شبها یک هیجان زودگذر نیست؛ بلکه ظهور یک گونه رسانهای جدید، اصیل و غیرقابل سانسور است. خیابانهای ما ثابت کردند برای داشتن یک رسانه تراز، همیشه نیازی به بودجههای کلان و استودیوهای مجهز نیست. گاهی تمام آنچه برای رساندن صدای یک ملت بیدار به گوش تاریخ نیاز داریم، یک اراده استوار، یک تکه مقوا و یک ماژیک است.





نظر شما